خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
519
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
است . يا صحت كه مرغوب است و ضد مرض كه محذور است مىباشد . بايد اصناف بسيارى از اين جنس و از مواد عكس مستوى منعكس و غيرمنعكس ، برحسب استقرا ، آماده نمود . در بعضى مواد اين حكم حق نخواهد بود ، مثلا اعتدال مزاج و استواى تركيب ، مستلزم صحت بوده و در ضد ، برعكس است يعنى مرض مستلزم ضد هردو است ، در عدم و ملكه گرچه بصر حس بوده و عمى ( كورى ) عدم حس است اين حكم حق است . در تضايف : اگر ذو ثلثة اضعاف كثير الاضعاف است ، ذو ثلثة اجزاء كثير الاجزاء مىباشد . و اگر علم ظن است ، معلوم مظنون است و اگر بصر حس است ، مبصّر محسوس است . در اين باب آنچه شرط است اينكه اجزاى قضيه موازى بوده و حال تضايف بر طريق تساوى اعتبار شود . 19 - اين موضع ، معروف به موضع نظاير است و آن عبارت است از اشتقاق اسمى برحسب نسبت با چيزى مانند عادل برحسب نسبت قابل با مقبول ، صحى برحسب نسبت غايت با فاعل و حافظ و عفونت برحسب نسبت غايت با مبدأ . 20 - مواضعى كه از تصاريف أخذ شدهاند ، تصاريفى كه برحسب اشتقاق اسم نبوده و با يادآورى مناسبت و ملايمت ، از آن تعبير مىكنند ، مانند جارى مجراى طبيعت ، مذهب عدالت ، مأخذ حكمت . نسبت هريك با منسوب مانند نسبت هريك از چيزهايى است كه برحسب تصاريفاند . گفته شده كه تصاريف ، از نظاير خاصتر است . انتفاع به ايندو صنف از دو وجه است : نخست آنكه خاص خلقياتاند ، مانند : اگر عدالت پسنديده است ، عادل هم پسنديده است ، اگر جارى مجراى عدالت پسنديده است ، عدالت هم پسنديده است . در اين وجه ، مساوات در ساير محمولات واجب نيست . زيرا موضوع مقدم و تالى از نظر حد و ماهيت با همديگر مختلفند . و دوم برحسب اعتبار مقابلات ، مثلا مىگوييم : اگر شجاعت حكمت است ، پس شجاع حكيم است ، اگر جارى مجراى شجاعت جارى مجراى حكمت است ، شجاعت حكمت است . اين موضع ، جدلى صرف بوده و منعكس نمىشود . زيرا صرف تقارن دو وصف در موصوفى ، مستلزم حمل آندو وصف بر همديگر نخواهد بود .